کتاب راز موفقیت زن خانه‌به‌دوشی که میلیاردر شد

او دخترکی خیال‌پرداز بود. در بیشتر مواقع در اتاقش یا در میان علف‌های بلند به بازی تخیّلی می‌پرداخت. والدین او به امید پرورش قدرت تخیّل فرزندشان از همان کودکی خواندن کتاب را برای او را آغاز کردند. او دائما برای خواهر کوچک‌ترش داستان‌های ساختگی تعریف می‌کرد. از شش سالگی شروع به نوشتن داستان کرد. عاشق نوشتن بود و هرچه را که به ذهنش می‌رسید، می‌نوشت. والدینش با در نظر گرفتن علاقه و اشتیاق دخترشان به ادبیات توصیه کردند که زبان و ادبیات فرانسه بخواند تا بتواند در آینده به‌عنوان یک منشی دو زبانه انگلیسی-فرانسوی با شرایط مناسبی استخدام شود.

دانشگاه را تمام کرد و در چند جای مختلف به‌عنوان منشی کار کرد. اما از هیچ‌کدام از کارهایش راضی نبود و دائم کارش را رها می‌کرد و دوباره به ‌اجبار در جایی دیگر شروع به ‌کار می‌کرد. همچنان به نوشتن ادامه می‌داد بدون اینکه اصلاً به فکر انتشار کارهایش باشد.

وقتی که ۲۵ سالش بود در ایستگاه راه‌آهن داخل قطار نشسته بود که ایدۀ یک داستان جدید به ذهنش رسید. تاکنون ایدۀ داستان‌های بسیاری به ذهنش رسیده بود و اکثر آن‌ها را هم نوشته بود. اما این‌یکی متفاوت بود. هیچ ایده‌ای تاکنون این‌قدر او را به هیجان نیاورده بود. قطار تأخیر داشت و او همچنان داخل واگن قطار نشسته بود. باید ماجراهای هیجان‌انگیزی را که به ذهنش هجوم آورده می‌نوشت اما خودکار همراهش نبود. از اینکه از کسی یک خودکار قرض بگیرد خجالت می‌کشید ولی بالاخره این کار را کرد و شروع به نوشتن ایده‌هایش کرد. در مدت چهار ساعتی که در قطار نشسته بود هر آنچه را که به ذهنش می‌رسید نوشت اما هنوز راه درازی در پیش بود.

 

برای مطالعه کامل کتاب آن را خریداری کنید

 

38,000 ریال – خرید و دانلود کتاب